
هر ساله و با شروع هفته بزرگداشت مقام معلم ، زمزمه های نارضایتی معلمان و فرهنگیان که به تجمع تعدادی از آنان در مقابل سازمان های آموزش و پرورش و مراکز تصمیم گیری نظام منجر می شود شروع شده به نحوی که نگرانی مسئولین این وزارتخانه و همچنین خانواده ها را در پی دارد . در محافل عمومی و رسانه ای بحث نارضایتی معلمان بیشتر ناظر بر عدم پرداخت به موقع مطالبات و حقوق فرهنگیان است و از دیدگاه اینان اگر مزایای معلمان به موقع به آنان داده شود ، دیگر شاهد تجمع و اعتراضی از سوی فرهنگیان نخواهیم بود . اما به نظر نمی رسد که همه اعتراض معلمان به بحث حقوق و مزایا معطوف شده و معلمان مسائل دیگری را در این وزارتخانه عریض و طویل منظور نظر نداشته باشند . متاسفانه این مقوله چندان مورد بررسی قرار نگرفته و رفتار واکنشی معلمان به دستگاه تعلیم و تربیت کشور آسیب شناسی نشده است :
1 : معلمان جزء اقشار فرهیخته جامعه بوده و همگی آنان دارای تحصیلات عالیه هستند ، متناسب با میزان تحصیلات و شئون اداری معلمان ، باید برای آنان منزلتی همتراز قائل شد تا یک معلم بتواند از شغل خود رضایت لازمه را حاصل کرده و با اعتماد به نفس کافی ، در عرصه تعلیم و تربیت اثر گذاری خود را اعمال نماید . ایجاد منزلت برای معلمان با شعار و تعارف محقق نخواهد شد و باید برای این مهم برنامه های مورد نظر از سوی نظام و دستگاه حاکمیت تعریف شده و عملیاتی گردد .
2 : در کنار بحث منزلت ، توجه به مقوله معیشت معلمان نیز یکی از پارامترهای مهم در بحث نارضایتی آنان است . فشار روزافزون حاصل از گرانی و تورم ، معلمان را که مانند سایر کارکنان دولت دارای حقوق ثابتی هستند تحت فشار قرار داده به نوعی که معلمان و آموزگاران شریف را ناگزیر از روی آوردن به مشاغل ثانوی و بعضا حقارت آمیز نموده است . روی آوردن به مشاغل دیگر به مرور آنان را از رسالت خود و صبغه فرهنگی بودنشان دور ساخته و بدین ترتیب نظام تعلیم و تربیت را از درون تهی و بی محتوا می سازد .
3 : آموزش و پرورش ، وزارتخانه ای کاملا تخصصی و فنی است و آن را باید در کنار وزارتخانه هایی مانند نفت ، نیرو و مخابرات مورد ارزیابی قرار داده و در انتخاب مدیران ارشد آن ، توجه به ویژگیهای تخصصی و فنی آنان مطمح نظر قرار گیرد . کثرت جمعیت نیروی انسانی آموزش و پرورش و ارتباط با جامعه بزرگ دانش آموزی و جوانان کشور سبب تحریک و تحریض سیاسیون و جناحهای سیاسی برای دست یابی بر این وزارتخانه شده است . انتخاب وزرایی کاملا سیاسی که در دولت های گذشته و حاضر بیشترین ارتباط و نزدیکی را با روسای دولت داشته و دارند سبب ایجاد و شکل گیری این ذهنیت در میان معلمان شده که توجه به رسالت علمی و تربیتی آموزش و پرورش قربانی نگاه سیاسی سیاستمداران شده است .
4 : بخش عمده نارضایتی معلمان به انتخاب مدیرانی بر می گردد که در شهرستان ها و مناطق آموزش و پرورش باید امور سازماندهی و برنامه ریزی دستگاه عظیم تعلیم و تربیت را بر عهده داشته باشند . معلمان به سبب دارا بودن خصیصه های فوق الذکر ، دارای روحیه ای نقاد وکنشگر هستند و کوچکترین رفتار و برنامه های مدیران خود را مورد ارزیابی و بحث و نظر قرار خواهند داد . سیاسی شدن این وزارتخانه باعث شده که در انتخاب مدیران میانی و پائینی دستگاه آموزش و پرورش ، عنصر شایستگی و تخصصی مغفول واقع شده و بعضا وابستگی های سیاسی و گروهی مورد امعان نظر قرار گیرد . بدیهی است که چنین مدیرانی قبل از آنکه به فکر چاره اندیشی برای برنامه های درسی و نظام آموزشی باشند در اندیشه اجرای خواسته ها و مطالبات گروهها و جریان های سیاسی خواهند بود . همین مسئله سنگ بنای نارضایتی معلمان است که آنان شان و توان حرفه ای و تخصصی خود را بالاتر از بسیاری از مدیرانشان می بینند . امری که سبب شکل گیری شکاف و گسل بزرگی میان حوزه ستاد و صف آموزش و پرورش شده و روز بروز این گسل بزرگتر شده و بر عمق آن افزوده می گردد .